
آرامش عجیبی داشت. در عین حال عالیترین نمونه شوخطبعی اصفهانی بود. خیلی خوب بود. به خدا اغراق نمیکنم. من بیشتر در کوه و سفر میدیدمش و در سفر، و بخصوص در کوه، آدمها را خیلی بهتر میشناسی.
هنوز صدایش در گوشم است که «می و میخانه مست و میکشان مست*» میخواند.
هی حواسم میرود پیش لادن که چطور تحمل میکند. پیش خانم پویا و آقای پویا و الی و آذین. پیش پویان و احسان و یاسی. پیش هنگامه و آنا و مهرداد و آزاده و افرا و پیام و مینا و عمو عبدالله و محمد و فرهاد و محمد و مهرگان.
پینوشت: اطلاع زیادی ندارم. جز اینکه در سنگاپور تمام کرده و روز جمعه در اصفهان تشییع شده.
0 نظرات:
ارسال يک نظر