باز هم سرودی دیگر از کسانی که نمیخواهند اسمشان بیاید. روایتی دوستداشتنی است از آنچه در این چهار، پنج ماه بر ما گذشته. بشنوید و کیف کنید:
متن سرود:
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
دژخیم بدنهاد دیوسرشت کاخت شود ویران
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
آفتاب دلنواز آزادی فردا شود تابان
در سیاهی سکوت سرزمین سبز
یک طنین سبز بر شد و به روح و جان خستگان نشست
خندهها ز گرمی صدای او شکفت
یک جهان ترانه امید ما شنفت
از هراس ظالمان گلولههای بیم
بر تن وطن نشست و قلب عاشقان شکست و
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
دژخیم بدنهاد دیوسرشت کاخت شود ویران
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
آفتاب دلنواز آزادی فردا شود تابان
سپیدهدم نزدیک است ای همرهان
ز خشممان برپا شد آتشفشان
سکوتمان گیرد آخر کام خصم
که در جهان پیچیده است فریادمان
به سر رسد خزان ما
که جانمان تن تبر شکست و
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
دژخیم بدنهاد دیوسرشت کاخت شود ویران
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
آفتاب دلنواز آزادی فردا شود تابان
0 نظرات:
ارسال يک نظر